«قصه پريا»؛ نتيجه عملكرد آدمهاي ايستاده در بيرون گود
«قصه پريا» فيلمي است به كارگرداني «فريدون جيراني» كه سال گذشته موفق به حضور در بخش نوعي نگاه بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر هم نشد. اين روزها جشنواره فيلم شهر اين فيلم را به عنوان يكي از فيلمهاي بخش مسابقه اكران كرده است.
اين فيلم محصول هدايت فيلم و ستاد مبارزه با مواد مخدر است و همانطور كه از نام ارگان حمايتكننده آن معلوم است «قصه پريا» به موضوع اعتياد ميپردازد؛ اما نگاه جيراني و فيلمنامهنويسان اين فيلم به مقوله اعتياد، نگاهي نو و تازه است.
جيراني در اين فيلم داستان زوج جواني را تصوير ميكند كه با ورود زني معتاد زندگيشان دستخوش تغييرات فراواني ميشود.
در اين فيلم «مصطفي زماني» (سياوش مسرور)، «باران كوثري» (حديث مسرور)، «مهناز افشار» (سروين)، «بيژن امكانيان» (پدر حديث)، «لاله اسكندري» (نامادري حديث- ناهيد مشرقي) و «آهو خردمند» (مادر سياوش) به ايفاي نقش ميپردازند.
ماجراي فيلم از اين قرار است كه سياوش كه با دختر عموي خود (حديث) نامزد است، در جريان برگرداندن حديث از كلاس آموزشگاه با يكي از دوستان حديث (سروين) آشنا ميشود. سياوش كه فردي مذهبي به نظر ميآيد، در ابتدا از سروين دوري ميكند ولي در ادامه با وقوع يك تصادف و آشنايي بيشتر با او، دلبستهاش ميشود.
سياوش در ادامه متوجه ميشود سروين معتاد است. او ترك دادن سروين را به نوعي وظيفه انساني و شرعي خود ميداند و در نهايت تصميم به ازدواج با او ميگيرد. اين اقدام با مخالفت خانواده سياوش همراه ميشود و خانوادهاش او را ترك ميكنند و حديث هم كه او را دوست دارد، دچار چالش روحي ميشود و حتي يك بار دست به خودكشي ميزند.
سياوش پس از فعاليتهاي فراوان براي درمان سروين، از درمان او نااميد ميشود و او را فردي بياراده ميخواند. او در اقدامي كه خود آن را اثبات دوست داشتن ميخواند، تصميم ميگيرد به جهت نشان دادن نقش اراده در ترك اعتياد، خودش هم معتاد شود و سپس ترك كند.
سياوش حدود 6- 7 ماه به كشيدن مواد مخدر مشغول ميشود و ديگر نه با خانوادهاش ارتباط دارد و نه كاري دارد تا روزگار خود را بگذارند. عمويش هم كه غرق در فعاليتهاي سياسي و اقتصادي است، او را از محل كار بيرون ميكند.
حالا ديگر سياوش نه ميتواند سروين را ترك دهد، نه خودش را و شرايطش از سروين هم بدتر ميشود. سروين هم با اين استدلال كه بودن من شرايط تو را بدتر ميكند، او را ترك ميكند. روزگار براي سياوش بدتر و بدتر ميشود و او حالا يك معتاد تمامعيار است.
حديث دست به كار ميشود و آدرس سياوش را به دست ميآورد و همراه پدر خود و زن عمويش به سراغ سياوش ميرود. پس از پيدا كردن او، تصميم ميگيرند او را درمان كنند. پدر حديث او را به يكي از مراكز درماني مجهز ميبرد و پس از گذشت 45 روز به حديث خبر ميدهد سياوش فرار كرده است و پس از بيرون آمدن از مركز با ماشيني تصادف كرده و مرده است.
حديث پس از شنيدن اين خبر، دست به خودكشي ميزند.
از طرف ديگر سروين با كمك مادرش، موفق به ترك اعتياد ميشود و با پسرش كه اسم او را هم به ياد پدرش سياوش گذاشته، تصميم ميگيرد به خارج برود و ...
موضوعي كه در اين فيلم وجود دارد، نگاه تازه به بحث پيچيده اعتياد است و اينكه فردي براي ترك اعتياد شخصي كه دوستش دارد، تصميم به معتاد شدن ميگيرد. فردي كه فكر ميكند ترك كردن اعتياد كار سادهاي است و همه ميتوانند با كمي اراده ترك كنند. اما غافل از اينكه تا زماني كه به آن مبتلا نباشي، نميتواني آن را درك كني.
از طرف ديگر ورود فردي معتاد به يك خانواده، ميتواند نتايجي اينچنين به بار بياورد. البته در اين نوشته، پايان داستان بازگو نشد و با تماشاي پايان فيلم ميتوان يكي ديگر از نتايج تلخ فيلم را هم مشاهده كرد.
با اين حال ميتوان گفت؛ «قصه پريا» روايت كساني است كه بيرون از گود ايستادهاند و ميگويند لنگش كن. «قصه پريا» فيلمي تلخ اما تاثيرگذار است كه ميخواهد مخاطب را با يكي ديگر از ماجراهاي مقوله اعتياد آشنا كند. «قصه پريا» فيلمي است خوشساخت با موسيقي تاثيرگذار، كه با بازي باورپذير و قوي مصطفي زماني، باران كوثري و مهناز افشار و البته نقشآفريني ضعيف بيژن امكانيان، تا پايان مخاطب را با خود همراه ميكند.
نويسنده: حميد يادروج
yadrooj@gmail.com
سلام این سایت مخصوص خانم مهناز افشار است و تحت نظر ایشون اداره میشود